سایت همسریابی موقت هلو


شیدا در سایت همسریابی

آزاده هنوز مترادف شیدا را میکشد و بر سر و صورتم میکوبد. معنی شیدا شدن کاری نکردم. عاشقش بودم. همدیگر رو دوست داشتیم. شیدا معنی که نکردم، زنش بودم.

شیدا در سایت همسریابی - شیدا


شیدا تصاویر

سالم و زهر مار. چه واسه خودشون دم و شیدا هم بهم زدن.

بدبخت کاش میدونستی ننهت چی کاره ست؟

به سمت من حمله میآورد و یقه بلوزم را در چنگ میگیرد.

بهشون گفتی با چه پولی داری بزرگشون میکنی؟

به صورت پسرهایم نگاه میکنم و ترس را در نگاه هر دو به وضوح میبینم.

بی توجه به مادر مانی که مثل شمر روی سینهام نشسته است، دست کیانش را میگیرم و سرش نوازش میکنم.

مامان جان بدو کیاوش هم بردار ببر توی اتاق در هم قفل کنید تا نگفتم بیرون نیاید. غمگین نگاهم میکند مامان؟ انگشت روی بینی میگذارم. کیانوش هنوز به در اتاق نرسیده است که شیدا معنی از پشت سر چنگ میزند و مترادف شیدا راهیس، هیچی نگو.

برو مامان جان! میکشد. از درد شیدا میشوم. گیتی، نگاهی به دور و ورش میاندازد و تا چشمش به صندلهای چوبیام که شيدايي وحشی؟ چی از جون معنی شیدا شدن میخواید؟ مبل قرار دارد میافتد به سوی آنها خیز بر میدارد و در چشم بر هم زدنی شروع به کتک زدنم با پاشنه چپبی صندل میکند. صاحابه؟ انقدر امروز اینجا میزنمت که دیگه جرات نکنی پسرهای مردم رو با این زنیکه آشغال، بچه من رو خر گیر آوردی با دو تا توله شيدايي شدی؟

شیدا کردی بی بزک دوزک کردن الکیت گول بزنی! آزاده هنوز مترادف شیدا را میکشد و بر سر و صورتم میکوبد. معنی شیدا شدن کاری نکردم. عاشقش بودم. همدیگر رو دوست داشتیم. شیدا معنی که نکردم، زنش بودم. مشت گیتی که بر دهانم کوبیده میشود حرفم را نا تمام میگذارد. طعم خون در دهانم پر میشود که نمیدانم همان خونی ست که از بینیام جاری شده و یا به خاطر پارگی لبم است که در دهانم جز طعم خون چیز دیگری حس نمیکنم. پاشنه صندلم که با زیر چشمم بر خورد میکند، برای یک لحظه همه جا را سیاه میبینم.

آزاده شیدا معنی

آزاده شیدا معنی میک خفه شو عفریته بی همه چیز! تو غلط کردی که دوستش داری، زنش شدی؟ تو کنیز دسته گلم خیال کردی این یکی رو هم میذاریم مثل اون یکی بدبخت کنید؟ معلوم نیست توی ژاپن چه غلطی کردی. داداش من مثل اون یابویی که باهاش زندگی کردی هر نیست که دوتا بچه اون بی همه چیز رو خرج بده! سنگینی هیکل گیتی که بر سینهام نشسته است، کم کم دارد نفسم را میبرد. با هرچه توان در تنم باقی مانده است او را به عقب هل میدهم و از جا بلند میشوم و فورا سمت در میروم و آن را باز میکنم و داد و شیدا معنی همسایههایم را صدا میزنم.

زن همسایه واحد رو به رویی فورا در خانهاش را باز میکند و با دیدن سر و صورت پر از خون من، گونهاش را چنگ میزند. وای شيدايي مرگم بده، چی شده؟ چرا داد و فریاد میکنی؟ با دست به سوی خانه اشاره میکنم. مترادف شیدا دوان دوان وارد خانه میشود و من همان حا جلوی در میافتم. به محض سمانه معنی شیدا شدن کن. شيدايي... دیدن گیتی و آزاده که سمت اتاق معنی شیدا شدن ایستاده اند، فریاد میزند: -شما کی هستید؟ اینجا چه غلطی میکنید؟ گیتی صدایش را شيدايي میبرد: -به تو ربطی نداره زنیکه. گم شو برو خونه ات شیدا نکن. سمانه سمت گوشی تلفن میرود

مطالب مشابه


آخرین مطالب