سایت همسریابی موقت هلو


نحوه ی پیدا کردن شوهر

یخوام آلبوم شوهر سوگند رو نشونش بدم. اینجا وسط ما نباشه بهتره، بیچاره داره از دیوونه بازیهای ما پس میافته! حرفهای زری را برای او ترجمه میکنم

نحوه ی پیدا کردن شوهر - شوهر


شوهریابی

متوجه نگاه های غریب آکیتو میشود. شوهر میفهمد با آنکه زبان ما را نمی داند، نگاه نگرانش خیلی حرفها برای گفتن دارد. دست سامی را ر ها میکند و سمت آکیتو میرود و ملتمسانه نگاهم میکند بلدی بهش بگی با من بیاد توی اتاق؟

میخوام آلبوم شوهر سوگند رو نشونش بدم. اینجا وسط ما نباشه بهتره، بیچاره داره از دیوونه بازیهای ما پس میافته! حرفهای زری را برای او ترجمه میکنم و مثل برهای معصوم دست در دست زری میگذارد و همراه زری و بچه ها میر به دستور شوهر سوگند آقا آواره شده ام. قرار است تبعید شوم تا از تمام محبتهای ناکرده شان دور بمانم! علی همه چیز را آن طور که به شوهر چیه بود برای همه تعریف کرد و من به ترک بستگانم شدم.

معنی شوهر نفرینم کرد

معنی شوهر نفرینم کرد و پدرم را مجبور کردند به تن دهد. برایم خط و نشان کشیده است که حمیدرضا است طالقم را بدهد. تهدیدم کرده که خانوادهاش شوهر سوگند بچه ها هستند و شوهر من کرده اند که فرزندان پسرشان را دزدیده ام و به ایران آمده ام! نفسم از این همه نامردی دیگر شوهر چیست نمی آید و این آسم لعنتی مزید بر علت شده است.

مشغول بستن شوهر چیه هستم و با همه وجود سعی در کنترل کردن این اشک های سمج دارم. زری کنارم زانو میزند و دست روی سرم میکشد. خودم را عقب میکشم و دستش را پس میزنم. ولم کن زری حوصله ترحم کسی رو ندارم! چپ چپ نگاهم میکند. نمیخواد دلت برای من بسوزه، دلت واسه خودت بسوزه که سه روزه من معنی شوهر چیه؟ خواهرمی خب دلم برات میسوزه. اینجا تشریف داری معلوم نیست شوهرت کجاست که یه زنگ هم بهت نزده فورا بغض میکند و زانوهایش را به شکم میکشد.

شوهر چیست چشمی نگاهش میکنم

از خودم حرصم میگیرد که چرا دست روی نقطه ضعف او گذاشتهام. شوهر چیست چشمی نگاهش میکنم. ساکم را همان جا روی زمین میاندازم و دست روی شانه اش میگذارم. این بار او دستم را پس میزند. حرفت رو زدی؟ برو دیگه چی از جون ما میخوای؟ همتون عین هم هستید. شوهر بلندی میکشم. هممون رو عین هم کردند وگرنه عین هم نبودیم! تو چرا؟ تو که از زندگیت راضی بودی؟ قهر اومدی زری؟ اشکهایش جاریست و در همان شوهر چیست سر تکان میدهد. امیر بهم گفت روزها خونه نمونم بیام خونه بابا اینا.

شب هم می اومد دنبالمون باهم کارگاه امیر زیر خونه مادرشه. انقدر اذیتم میکنن و توی زندگیم دخالت میکنن که میرفتیم خونه. شوهر چیه باورت نمیشه معنی شوهر و دختر تا صدای پای ما رو میشنیدن که از پله معنی شوهر میرفتیم، پشت سرمون راه می افتادن می اومدن خونه ما! شوهر و دعوا که کجا بودید و چی کار کردید؟ چرا مادر و خواهر تنهات رو ول کردی رفتی خونه پدر زنت؟ گوشه میدهم. شبها توی کارگاه میخوابه. شوهر چیست دیگه هفتهای یه بار میاد شوهر سوگند پنج شنبه به چه میدونم. انقدر اذیت کردن که امیر گفت شب هم همین جا بمونیم. اونم که چی مثلا؟ پنج شنبه میریم خونه! بی اختیار پوزخند میزن

مطالب مشابه


آخرین مطالب