سایت همسریابی موقت هلو


نحوه ی یافتن صیغه

یافتن صیغه جون ؟ نگاه پر غیضم را به یافتن زن صیغه در بوشهر دادم و او در حالی که زور میزد نخندد به کارش ادامه داد و من قسمت نرم کف دستم را گاز میگرفتم.

نحوه ی یافتن صیغه - صیغه


یافتن صیغه با عکس

که منی حاضر است بگیرد یا نه ؟ یافتن صیغه نگران بود دختره نبوده را کس تنم بی حس بود، خون به صورت و دستهایم نبود ناله ای نفس گیر از بین لبهایم خارج شد تو...

تو یافتن زن صیغه در تبریز منو دوست داشتی ؟ صدایم درماندگی ام را فر یاد میزد آهنگ صدایم او را هشیار کرد، کامل به سمتم چرخید و با دیدن صورت خیس از اشکم یکه خورد هیچ گاه جلوی خودش، برای خودش اشک نر یخته بودم هیچ گاه از این بابت ضعف نشان نداده بودم و یافتن صیغه اختیار از کفم رفته بود دست کنار صورتم گذاشت، با شستش اشکهایم را پاک کرد و گفت: این چه سوالیه می پرسی ؟

یافتن صیغه در تبریز سرش را کنار سرم خم کرد

یافتن صیغه در تبریز سرش را کنار سرم خم کرد، نوک بینی اش را به شقیقه ام مالید و گفت: میدونی چقدر دلم تنگت بود ؟ خبر داری تو این سه ماه چه فشاری رو تحمل کردم ؟ میدونی وقتی گفتی بخاطر چی به خونت میام چطور منو شکستی؟ لب گز یدم و ترجیح دادم ساکت باشم، ساکت باشم تا نحوه یافتن صیغه خودش را خالی کند من تا سی و هفت سالگی پاک نموندم که حالا سر یه نیاز آلوده شم شاید هرکس حرفهاش را می شنید می گفت چقدر دخترانه گفته بود! ولی من می گویم در تمام سالهای زندگی ام یافتن زن صیغه موقت اولین و تنها حرف از سر مردانگی بود که شنیدم و ای کاش تمام مردان جامعه ام از یافتن زن صیغه در تبریز دست حرفهای مردانه را از بر میشدند وقتی نز یک شد.

دستم روی سینه اش، تی شرت سفیدش را لمس کرد و نجوایش را که شنیدم نفس کشیدن فراموشم شد عشقت مثل حناق تو گلوم گیر کرده، نه میتونم یافتن صیغه در تبریز بیارم نه میتونم قورتش بدم دستانش دو طر ف پهلویم را به آتش کشید وکنار گوشم گفت: تو بگو یافتن زن صیغه در بوشهر.. . تو بگو چیکار کنم ؟ امشب هرچ ی تو بگی همون کارو میکنم دستم را روی سینه اش فشردم و به عقب راندمش ولم کن یافتن صیغه چرخیدم و چند قدم از او دور شدم با آن کفش های پاشنه دار نمیشد روی این سنگایخ آن هم در تاریکی قدم زد.. .

یافتن زن صیغه موقت آخرهم سنگی جلوی پایم گیر کرد

یافتن زن صیغه موقت آخرهم سنگی جلوی پایم گیر کرد و زمین خوردم و آه از نهادم بلند شد دستانش دور کمرم پیچید، بلندم کرد کجا داری میری تو این تاریکی زانو و قسمت ی از ساق پایم می سوخت و نزدیک بود اشکم دربیاید موهایم را از صورتم کنار زدم و به طرف ماشین رفتم پشت فرمان نشستم او هم سوار شد و قبل ازاینکه من استارت بزنم سوییچ را برداشت! چیکار میکنی ؟ چراغ یافتن زن صیغه در تبریز را زد پاتو بیار بالا چی ؟ خودش خم شد بند باریک کفشم را از دور مچم باز کرد و هردو پایم را توی بغلش گذاشت اوه اوه نیگا کن تو رو یافتن صیغه در تبریز  چپم از قسمت زانو و ساق پا خراش برداشته بود تو کیفت دستمال داری ؟ با انگشت صندلی عقب را نشانه رفتم، همانجایی که کیف لوازم آرایشم بود، خم شد کیف را برداشت درش را باز کرد.

و گفت: نحوه یافتن صیغه خوشم میاد مجهز اومدی برای دلبر ی اخمم باعث خنده اش شد و پاهایم هنوز بغلش بود تکه ای دستمال الکلی جدا کرد و همین که خواست روی پایم بکشد نگاهم را به یافتن زن صیغه موقت دادم زخم ساق پایم به شدت سوخت و دستم مشت شد و بی اختیار گفتم: آ ی یافتن صیغه جون ؟ نگاه پر غیضم را به یافتن زن صیغه در بوشهر دادم و او در حالی که زور میزد نخندد به کارش ادامه داد و من قسمت نرم کف دستم را گاز میگرفتم تا ناله نکنم روش یافتن صیغه چه معنی میده با این سر و وضع بیای مهمونی ؟ 

مطالب مشابه


آخرین مطالب